—  دکتر آذرخش مکری؛

با محوریت انگیزه و شکل‌گیری آن


یکی از مهارت‌های پایه‌ای که هر انسانی باید در جهت رشد فردی خود، فراگیرد و به کار بندد، مهارت «باانگیزه‌بودن» است. «انگیزه» موتور محرکه‌ی انسان در حرکت به سمت اهداف خویش است و کمک می‌کند انسان سریع‌تر و موثرتر، به سمت آن‌چه در ذهن خود با عنوان موفقیت تعریف می‌کند، پیش‌روی کند.

یکی از حوزه‌هایی که در برنامه‌ی آموزشی «بازتاب» بر آن تاکید بسیاری شده، حوزه‌ی مربوط به مهارت‌های رفتاری-شناختی است؛ مهارت‌هایی که کمک می‌کند انسان‌ها رفتار، ویژگی‌ها، صفات و واکنش‌های خود را بهتر بشناسند و با درک صحیح از آن، در جهت رشد فردی خود، آن‌ها را به کار بندند. اولین همایش «بازتاب» با عنوان «انگیزه و شکل‌گیری آن» به این بحث مهم می‌پردازد که اصلاً انگیزه چگونه تعریف می‌گردد، چگونه شکل یافته و چه راه‌هایی برای افزایش و تقویت آن وجود دارد.

زمان — ۱۲ آذر‌ماه ، ساعت ۱۵:۰۰
مکان — تالار این‌سینا(مشاهده روی نقشه)
 

نخستین رویداد «بازتاب» برگزار شد.

سلسله‌ رویدادهای «بازتاب» با هدف تقویت مهارت‌های رفتاری-شناختی و با ارائه‌ی دکتر آذرخش مکری -روان‌پزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران- کلید خورد.

نخستین همایش از این سلسله‌ رویدادها با محوریت «انگیزه و شکل‌گیری آن» در تالار ابن سینا و از ساعت ۱۵ روز دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۷ برگزار شد.

بخش اول رویداد به سخنرانی دکتر مکری اختصاص یافت؛ هم‌چنین، در بخش دوم  ایشان به پرسش‌های شرکت‌کنندگان پاسخ دادند.

در بخش سخنرانی، دکتر مکری به شرح عوامل گوناگون دخیل در شکل‌گیری انگیزه‌ی انسان و بررسی نظریات مختلف در این زمینه پرداختند. ایشان در ابتدای جلسه تبیین کردند که رویکرد علمی به دنبال ارائه‌ی راه حل‌ برای مسائل فردی نیست، بلکه نظریات و عوامل گوناگون را شفاف می‌سازد تا افراد ذهن پیچیده‌ی خود را بهتر شناخته و خود به حل مسائل بپردازند.

مطالب جلسه در ده دسته‌ی کلی گنجانده شده و در طول جلسه بررسی و تشریح شدند. لازم به ذکر است که برخی از مطالب آورده شده، نظریه هستند و بیان آنها مبنی بر ادعای صحت نیست. از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • انسان در پیش‌بینی انگیزه و هیجانات خود ضعیف عمل می‌کند. احساس ناشی از برخی تجربه‌ها را دست کم می‌گیرد و در مقابل، برخی هیجانات را بیش از اندازه‌ی واقعی تخمین می‌زند.
  • بخش عمده‌ی انگیزش انسان‌ها ناشناخته است. در واقع انگیزه مانند کوه یخی‌ست که از آب سر برآورده است و بخش عمده‌ی آن در اعماق آب (ذهن) پنهان است.
  • عناصر ناخودآگاه برای مدتی طولانی به عنوان منشا انگیزش تلقی می‌شدند. در واقع در این نظریه برای هر انسان رازهایی ناخودآگاه در نظر گرفته می‌شود که به صورت پنهانی انگیزه‌ی فرد در طول زندگی را شکل می دهد. در مقابل، رفتارگرایان منکر وجود هرگونه راز ناخودآگاه بوده و ذهن را «لوحی سفید» می‌دانند که انگیزه‌ی پنهان در آن جای ندارد و براساس پاداش‌های دریافت‌شده در سال‌های کودکی به مرور انگیزه‌ها بر این لوح نقش می‌بندند.
  • از قدرترین نظریات در باب انگیزه، درماندگی آموخته‌شده (Learned Helplessness) است. مطابق آن، اگر فردی در تجربه‌های اول زندگی معضلی را تجربه کند و نتواند آن را حل کند، دچار این حالت می‌شود. برعکس اگر فرد در رویارویی با معضل بتواند از پس حل آن برآید، فردی خوش‌بین خواهد شد. دسته‌ی سوم افرادی هستند که با هیچ معضلی دست و پنجه نرم نکرده‌اند و به همین علت متعالی آسیب‌پذیر یا به عبارتی، شکننده‌ی مطلق (Perfect Fragile) خواهند بود.
  • انسان اساسا‍‍ً موجودی موقعیت‌گرا (Contextual) است. به این معنی که ویژگی‌های هر شخص بسته به این که فرد در چه محیطی قرار می‌گیرد، متغیر است. به عنوان مثال، فردی که در یک محیط صادقانه رفتار می‌کند می‌تواند در شرایطی دیگر، دروغگو باشد. این یعنی ویژگی‌های هر انسان در تمام شرایط فراگیر نبوده و مطلق نیستند.

با همین استدلال، این امکان وجود دارد که ضریب هم‌بستگی انگیزه‌ی فردی در محیط کار و محیط غیرکار (با هر دو محیط متفاوت)، نزدیک به صفر باشد. پس در تعیین میزان انگیزه‌ی خود نباید اثر محیط را دست کم بگیریم.

  • معمولاً هر انسانی در سنین نوجوانی شروع به ساخت و پردازش داستانی از خود می‌کند که به آن Self Narration می‌گوییم و این داستان، لزوماً منطبق بر واقعیت نیست. شخص داستانی که از خود ساخته را با افراد دیگر به اشتراک می‌گذارد، این افراد به او بازخورد می‌دهند، داستان او را دچار تغییر می‌کنند و در نهایت داستانی جمع‌بندی می‌شود که ممکن است با واقعیت فاصله‌ی بسیاری گرفته باشد. افراد به شخصیت و زندگی خود احساسی دارند که بیش از آن که ناشی از صفات واقعی آنها باشد، ناشی از داستانی‌ست که به دست ذهن پرخطای خود و دیگر انسان‌ها ساخته‌اند

و انگیزه‌ی هر فرد بسیار متاثر از همین داستان پرخطا است.

  • انگیزه یک فرآیند مستمر است، نه یک اتفاق. به این معنا که انگیزه تعاملی‌ موقعیتی‌ست با هدف. در فرآیندی منتهی به کارآمدی فرد، چهار مرحله در نظر گرفته می‌شود:
    1. واکنشی موقعیتی
    2. مستمر موقعیتی
    3. در حال تکوین
    4. تکامل‌یافتگی
  • در مرحله‌ی نخست فرد با گرفتن «پاداش» انگیزه‌ی بیشتری برای ادامه‌ی راه خواهد داشت؛ اما با رسیدن به مراحل پیش‌رفته‌تر، پاداش گرفتن دیگر مشوق نیست، بلکه فرد تمایل دارد بیشتر انتقاد دریافت کند. فرد در مرحله‌ی چهارم احساس کار‌آمد بودن دریافت «بازخورد» منفی را تجربه می‌کند.
  • در هر جامعه‌ای «طرح‌واره‌»هایی وجود دارد که بر باورهای ذهنی افراد تاثیر می‌گذارند و انگیز‌ه‌ی آنها را دچار تغییر می‌کنند. برای مثال، می‌توان به طرح‌واره‌‌ی هوش ریاضی قوی‌تر پسران نسبت به دختران اشاره کرد. باور به چنین طرح‌واره‌ای می‌تواند انگیزه‌ی ورود دختران به دنیای ریاضیات را کاهش دهد.
  • در پایان به این مطلب اشاره شد که انگیزه مبحثی بسیار پیچیده است و هیچ تئوری واحدی برای تعیین نحوه‌ی شکل‌گیری آن وجود ندارد.

شایان ذکر است که شرکت‌کنندگان در طول سخنرانی پرسش‌های خود را برای برگزارکنندگان رویداد ارسال کردند که در قسمت پرسش و پاسخ، از جناب آقای دکتر مکری پرسیده شد و پاسخ آنها در جلسه، به بحث گذاشته شد.

لازم به ذکر است رویداد آتی «بازتاب» در حوزه ی آموزش مهارتهای «رشد فردی»، در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۷ برگزار می گردد.

تدوین:

زینب شیرزاد مقدم